الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

44

تفسير تطبيقى (فارسى)

محدث بحرانى از شيعه درباره پيام اين روايات مىگويد : منظور از رأيى كه در اين روايات ، تفسير با آن مردود شمرده شده هر نوع رأى و انديشه‌اى است از خود مفسر ، بدون آنكه از دانش معصومان عليهم السّلام مدد گرفته باشد . . . و بدون شك از اين اخبار چنين استفاده مىشود كه هر نوع تفسيرى كه از معصومان گرفته نشود تفسير به رأى و مردود مىباشد . « 1 » ابن انبارى از اهل سنت نيز در اين باره از قول عده‌اى چنين مىآورد : هركس درباره مشكل قرآن سخنى بگويد كه از صحابه يا تابعين [ كه از صحابه گرفته‌اند ] اخذ نشده باشد متعرض خشم خدا شده است . « 2 » راغب اصفهانى نيز ضمن بيان اين ديدگاه مىگويد : دليل اين افراد براى مدعايشان روايات نهى از تفسير به رأى است . « 3 » در تقرير برداشت اين افراد از اين احاديث اين پرسش به ذهن مىرسد چرا هر نوع تفسير كه از معصومان عليهم السّلام و يا صحابه گرفته نشود ، تفسير به رأى خواهد بود ؟ پاسخ بدين صورت است : هر نوع استنباطى از ظواهر قرآن آميخته با نظر و باور مفسر است و مفسر در مقام استنباط از ( ظاهر ) قرآن ناگزير ، از رأى و انديشه خود مدد خواهد گرفت و همين‌كه ردّ پاى رأى به ميان آمد ، نهى به آن تعلق مىگيرد ، آن هم هر نوع رأى و باورى چه درست و از راهش و چه نادرست و از غير راهش ، ولى اگر مفسر تنها به تفسير مأثور اكتفا كند ، رأى و نظرى از خود به ميان نياورده و تفسيرش بر مبناى علم و درست خواهد بود . البته نبايد از اين نكته غافل بود كه اولا : قرآن به اين دليل كه « حمّال ذو وجوه » « 4 » مىباشد معانى مختلف را به خود مىگيرد و ثانيا : نهى از تفسير به رأى حكمى تعبدى نيست كه هيچ راهى براى تحليل و بررسى عقلى در آن

--> ( 1 ) . سيد هاشم بحرانى ، الدرر النجفية ، ص 174 ( 2 ) . نقل از ، محمد قرطبى ، الجامع لاحكام القرآن ( تفسير قرطبى ) ، ج 1 ، ص 31 . ( 3 ) . مقدمة جامع التفاسير ، ص 93 و نيز ر . ك : ماوردى ، النكت و العيون ، ج 1 ، ص 34 ( 4 ) . نهج البلاغه ، نامه 77 در اين نامه امام علىّ عليه السّلام به ابن عباس مىفرمايد : « با قرآن براى خوارج ، حجت نياور چون قرآن تاب معانى زياد دارد تو از قرآن چيزى مىگويى و آنان نيز از قرآن ( بنا بر اساس فهم نادرست خويش ) چيزى مىگويند . . . » .